مهاجرت و بازنشستگی
دولت هارپر به جای استفاده از یک طرح بزرگ مجزا، استفاده از یک طرح اولیه (سند چشم انداز) که مشتمل بر مراحل نامرتبط با هم است را به طور جدی از این هفته آغاز می کند. این طرح، هدف بزرگی را دنبال می کند و خواهان آن است که کشور کانادا را به یک قدرت بزرگ اقتصادی در کوتاه ترین زمان ممکن تبدیل نماید.
به همین خاطر، برای مثال، بازنشستگی شما به مدت چندین سال به تعویق می افتد.
شرکای تجاری تغییر می کنند تا بتوان در مدت زمان کوتاه تری، بازده بیشتری دریافت داشت. هدف گزاری های مجددی در زمینه سرمایه گذاری در علوم و فناوری انجام می گیرد تا شاهد رشد و شکوفایی هر چه بیشتر اقتصادی باشیم. در سند چشم انداز، صفحات ویژه ای به مهاجرت اختصاص داده شده است. در این سند، کمتر به موضوع به هم پیوستن اعضای خانواده به یکدیگر توجه شده است و بیشترین توجه به جذب طبقه های خاصی اختصاص یافته است که به محض ورود به کانادا بتوانند وارد بازار کار شوند و سهم قابل توجهی در رشد و شکوفایی اقتصادی کانادا داشته باشند.
مهاجرت و اهداف بازنشستگی رابطه نزدیکی با یکدیگر در طرح پیشنهادی دولت برای نیروهای کاری دارند. احتمالا، هدف اولیه این طرح آنست که افراد بتوانند مدت زمان بیشتری کار کنند و میانگین سن بازنشستگی آن ها به ۶۵ تا ۶۷ سال برسد. (طرح امنیت سالمندان، بودجه خود را از درآمد عمومی دریافت می دارد و این در حالی است که طرح بازنشستگی کانادا، هزینه های خود را مستقیما از دریافتی های دولتی تامین می نماید).
هم اکنون، به ازای هر فرد بالاتر از ۶۵ سال در کانادا، 6/4 نفر فرد ماهر و یا کارگر در کانادا حضور دارند. انتظار می رود که تا سال ۲۰۳۱، این میزان به سه نفر کارگر به ازای هر فرد بالاتر از ۶۵ سال برسد و این امر بدان معنی است که هزینه های کمتری بابت برنامه های تامین اجتماعی و بازنشستگی به افراد پرداخت می شود.
موسسه فراسر (Fraser) از داده های سرشماری سال ۲۰۰۶ برای مطالعه ۸۴۴۴۷۶ نفر استفاده کرد و به این نتیجه رسید که مهاجرانی که طی سال های ۱۹۸۷ تا ۲۰۰۴ وارد کانادا شده اند، تنها ۵۷ درصد مالیات ها را - در مقایسه با میزان مالیات پرداختی توسط اقشار متوسط کانادا - پرداخت کرده اند. این امر بدان معنی است که بر اساس تعداد افراد مورد مطالعه، شاهد کسری خزانه به میزان ۲۳ میلیارد دلار در سال خواهیم بود. در عین حال، حتی مهاجرانی که در طبقه افراد ماهر جای دارند نیز دارای ۳۴ درصد نرخ بیکاری می باشند.
تا سال ۲۰۳۱، نیروی کاری کانادا از ۶۷ درصد به ۶۰ درصد نزول خواهد کرد. در یکی از گزارش های مرکز آمار کانادا آمده است که اگر مهاجران و اقلیت های موجود بخواهند به نیروهای کاری موجود در کانادا بپیوندند، میزان افت نیروی کاری به نصف خواهد رسید.
در سال ۱۹۹۱، شورای اقتصادی کانادا خواهان افزایش جمعیت این کشور به میزان ۱۰۰ میلیون نفر شده است. در سال ۲۰۰۵، رویال بانک پیشنهاد کرده است که میزان مهاجرت به کانادا باید تا ۳۰ درصد افزایش یابد و به ۴۰۰ هزار نفر در سال برسد. هر دو گزارش به رشد اقتصادی توجه ویژه ای داشته اند.
دولت هارپر نیز به این نتیجه رسیده است که هزینه های اولیه و مداوم در یک سیستم مهاجرتی که رابطه نزدیکتری با اهداف انسان دوستانه نسبت به اهداف اقتصادی دارد، بسیار بیشتر است. در عوض، این دولت خواهان مهاجران ماهری است که به یکی از دو زبان انگلیسی یا فرانسه تسلط کامل داشته باشند و میزان مهارت آن ها در حدی باشد که از طرف سازمان کار و همچنین کارفرماها مورد پذیرش باشند.
ایده اصلی، نحوه پرداخت به بازنشستگان فعلی و اطمینان از بی نیازی به رشد میزان بازنشستگی می باشد. تعادل بین ضرورت انجام این کار و استقبال از آن دشوار و در عین حال قابل دسترس است.
منبع: http://www.chroniclejournal.com/editorial/daily_editorial/2012-01-31/immigration-and-retirement
